واژه جو

احتفاز

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

احتفاز. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) آماده شدن . ◄ برانگیخته شدن . کوشش کردن در رفتن . جنبیدن برای برخاستن . ◄ بر سر دو پای نشستن . ◄ راست نشستن بر سرین . ◄ فراهم آمدن . ◄ خویش را درچیدن . ◄ دامن برچیدن برای کار. (منتهی الارب ).

معنی احتفاز | واژه جو