واژه جو

احثال

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

احثال . [ اِ ] (ع مص ) احثال دهر؛ موافقت نکردن زمانه . ◄ خورش بد دادن کودک را و بد پرورانیدن .

احثال . [ اَ ] (اِخ ) (یوم ذی ...) وقعه ای است بین بنوتمیم و بکربن وائل و مشهور است . (مراصد).

معنی احثال | واژه جو