احدام/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوماحدام . [ اِ ] (ع مص ) احدام نار؛ برافروخته گردیدن آتش . ◄ احدام حرّ؛ سخت شدن گرما.واژه قبلی: احدالزوجینواژه بعدی: احدان