احدب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اَ دَ) [ ع. ] (ص.) ۱- گوژپشت. کسی که پشتش قوز و برآمدگی داشته باشد. ۲- شمشیر کج.واژه قبلی: احدالناسواژه بعدی: احدوثه