احراب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احراب . [ اِ ] (ع مص ) احراب نخل ؛ شکوفه آوردن خرمابن . ◄ احراب کسی ؛ دلالت کردن او را بر تاراج مال دشمن . دلالت کردن بر غنیمت . (زوزنی ) (تاج المصادر). ◄ احراب حرب ؛ برانگیختن جنگ را.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احراب . [ اِ ] (ع مص ) احراب نخل ؛ شکوفه آوردن خرمابن . ◄ احراب کسی ؛ دلالت کردن او را بر تاراج مال دشمن . دلالت کردن بر غنیمت . (زوزنی ) (تاج المصادر). ◄ احراب حرب ؛ برانگیختن جنگ را.