احراج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احراج . [ اِ ] (ع مص ) حرام گردانیدن . ◄ حرام گردانیدن زن بتطلیق او. (منتهی الارب ). ◄ در گناه انداختن . بگناه افکندن . در بزه افکندن . ◄ مضطر گردانیدن . (منتهی الارب ). مُلجاء گردانیدن . بیچاره گردانیدن . ◄ تنگ کردن . ◄ محتاج کردن .
احراج . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ حِرج . گوش ماهیها که برای دفع چشم بد، در گلو آویزند. ◄ قلاده های سگان .