احراز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احراز. [ اِ ] (ع مص ) فراهم آوردن . جمع کردن . ◄ در حِرز کردن . (تاج المصادر). جائی استوار کردن . ◄ جای دادن . (منتهی الارب ). ◄ بازداشتن . (منتهی الارب ). ◄ احراز مکان کسی را؛ پناه دادن جای او را. ◄ پاکدامنی . ◄ گرفتن . (منتهی الارب ). ♦ اِحراز اَجر ؛ گرد آوردن و گرفتن مزد را. ♦ اِحراز مقام ؛ در تداول فارسی زبانان، دارا شدن مقام .
احراز. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ حِرز و حَرَز.