احراض
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احراض . [ اِ ] (ع مص ) پدر فرزند ناخلف شدن . (منتهی الارب ). فرزند بد زادن . (تاج المصادر). ◄ سخت بیمارکردن . (زوزنی ). بیمار افکندن . (منتهی الارب ): احرضه اﷲ. ◄ نزار کردن عشق مردم را. (زوزنی ). ◄ گداختن بدن را و نزدیک بمرگ کردن . ◄ خداوندِ معده ٔ فاسد گردانیدن . (منتهی الارب ).
احراض . [ اَ ] (ع ص، اِ) ج ِ حَرَض . مردم ضعیف که کارزار نتوانند کرد.