احصاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احصاب . [ اِ ] (ع مص ) سنگریزه انداختن : اَحصب الفرس ؛ سنگریزه انداخت اسب بِسُم در رفتن . (منتهی الارب ). ◄ اعراض کردن . (منتهی الارب ). ◄ فراخ سالی یافتن . (زوزنی ). ◄ بابر شدن زمین . (زوزنی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احصاب . [ اِ ] (ع مص ) سنگریزه انداختن : اَحصب الفرس ؛ سنگریزه انداخت اسب بِسُم در رفتن . (منتهی الارب ). ◄ اعراض کردن . (منتهی الارب ). ◄ فراخ سالی یافتن . (زوزنی ). ◄ بابر شدن زمین . (زوزنی ).