احضار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
( اِ) [ ع. ] (مص م.)<BR>۱- حاضر آوردن.<BR>۲- فراخواندن، به حضور خواستن.<br>
فرهنگ فارسی معین
( اِ) [ ع. ] (مص م.) ۱- حاضر آوردن. ۲- فراخواندن، به حضور خواستن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احضار. [ اِ ] (ع مص ) حاضر آوردن . (منتهی الارب ). حاضر کردن . (تاج المصادر) (زوزنی ). فراخواندن . بخواندن . ◄ دویدن اسب . (منتهی الارب ) (تاج المصادر). دویدن اسب و آهو و غیره .
واژگان فارسی سره واژهدان
فراخوانی، فراخواندن، فراخوان، خواندن