احفاف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احفاف . [ اِ ] (ع مص ) بی روغن گذاشتن سر را مدتی . (منتهی الارب ). روغن بر سر ناکردن . (تاج المصادر). ◄ چنان راندن اسب را که آواز برآید از رفتار وی . (منتهی الارب ). اسب را بر دویدن داشتن . (تاج المصادر). ◄ بافتن جامه را بشانه و تیغ. ◄ یاد کردن کسی را بزشتی . (منتهی الارب ).