احمرار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احمرار. [ اِ م ِ ] (ع مص ) سرخ گردیدن . (منتهی الارب ). سرخ شدن . (تاج المصادر). ◄ احمرار بأس ؛ سخت شدن عذاب : احمر البأس ؛ سخت شد عذاب . (منتهی الارب ). ◄ (اِمص ) سرخی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احمرار. [ اِ م ِ ] (ع مص ) سرخ گردیدن . (منتهی الارب ). سرخ شدن . (تاج المصادر). ◄ احمرار بأس ؛ سخت شدن عذاب : احمر البأس ؛ سخت شد عذاب . (منتهی الارب ). ◄ (اِمص ) سرخی .