واژه جو

احمقکده

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

احمق کده . [ اَم َ ک َ دَ / دِ ] (اِ مرکب ) جای احمقان : زرّ سرخ است و سیه تاب آمده از برای رشک این احمق کده . مولوی .

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی احمقکده | واژه جو