احمق/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اَ مَ) [ ع. ] ۱- (ص.)نادان، بی خرد، بی - هوش. ۲- (ص تف.) نادان تر، سفیه تر.مترادفها و واژههای مرتبطابله، الاغ، بیشعور، بیهوش، خر، دنگل، دیوانهوش، رعنا، زودباور، سادهلوح، کمخرد، کمعقل، کمعقل، کندفهم، کودن، گاوریش، گول، گول، نادان، نادان، ناقصعقل، نفهم، ≠ داناواژه قبلی: احمرواژه بعدی: احمقانه