واژه جو

احمود

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

احمود. [ ] (اِخ ) شهری است از ولایت غوزرات در مقاطعه ٔ برواخ جزو حکومت بمبئی هندوستان . (ضمیمه ٔ معجم البلدان ).

معنی احمود | واژه جو