واژه جو

احوزی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

احوزی . [ اَ وَ زی ی ] (ع ص ) احوذی . مرد سبک فهم و تیزخاطر و چست و چالاک در کارها. ◄ چیزی سبک و چست . آنکه بر اوچیزی فوت نشود. ◄ سیاه . ◄ نیک راننده . ◄ نیک کارگذار. ◄ الجامع لما یشدّ من الامور به، من الحوز و هو الجمع.

معنی احوزی | واژه جو