احیاء
/vâže/
لغتنامه دهخدا
( اَ) [ ع. ] (ص.) جِ حی.<BR>۱- زندگان.<BR>۲- قبیلهها، خاندانها.<br>
فرهنگ فارسی معین
( اَ) [ ع. ] (ص.) جِ حی. ۱- زندگان. ۲- قبیلهها، خاندانها.
( اِ) [ ع. ] ۱- (مص م.) زنده کردن. ۲- آباد کردن زمین.۳ - (مص ل.) شب را به عبادت گذرانیدن. ۴- شب زنده داری کردن. ۵- (اِمص.) زندگی.
واژگان فارسی سره واژهدان
شب زنده داری، زنده کردن، زنده داری، زندگان
فرهنگ نامهای فارسی
نام فارسی