احیاء
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
( اَ) [ ع. ] (ص.) جِ حی. ۱- زندگان. ۲- قبیلهها، خاندانها.
( اِ) [ ع. ] ۱- (مص م.) زنده کردن. ۲- آباد کردن زمین.۳ - (مص ل.) شب را به عبادت گذرانیدن. ۴- شب زنده داری کردن. ۵- (اِمص.) زندگی.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
( اَ) [ ع. ] (ص.) جِ حی. ۱- زندگان. ۲- قبیلهها، خاندانها.
( اِ) [ ع. ] ۱- (مص م.) زنده کردن. ۲- آباد کردن زمین.۳ - (مص ل.) شب را به عبادت گذرانیدن. ۴- شب زنده داری کردن. ۵- (اِمص.) زندگی.