اخاذ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اخاذ. [ اَخ ْ خا ] (ع ص ) بسیار گیرنده . سخت گیرنده .
اخاذ. [ اِ ] (ع اِ) ج ِ اخاذة. جای فراهم آمدن آب باران . آبگیر. آبگیری که در بیابان باشد. پاره ای ازآب سیل که در جائی مانده باشد. تالاب که در بیابان باشد. (غیاث ). ◄ حوض . ◄ زمینی که شخص برای خود یا برای پادشاه جدا کند. ◄ زمینی که امام بکسی دهد و ملک نباشد. ج، اُخُذ.