اختراع/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِ تِ) [ ع. ] (مص م.) آفریدن، ایجاد کردن.مترادفها و واژههای مرتبطآفرینش، ابتکار، ابداع، نوآوریدروغپردازی، شایعهسازیواژه قبلی: اخترواژه بعدی: اخترتند