اختزال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اختزال . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) تنها و منفرد بودن . ◄ انداختن . ◄ بریدن . اقتطاع . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). پاره ای از چیزی بریدن . پاره کردن . ◄ بریده شدن . انقطاع . ◄ انفراد. انفراد برأی . ◄ حذف . ◄ از میان بردن : هرآنچه در ایام هرج و مرج از دخل و خرج اندوخته بودند و باختزال و استنکال فراهم آورده از ایشان بستد بلطف و عنف . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). ◄ خیانت کردن : نسبت اختزالی بدو کردند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). ◄ مؤلف کشاف اصطلاحات الفنون گوید: اختزال، در لغت بریدن را گویند. و نزد اهل معانی نوعی از حذف باشد، چنانکه شرح آن در ضمن معنی کلمه ٔ حذف در سابق بیان شد.