اختضام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اختضام . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) بریدن . قطع کردن . ◄ بریدن راه برفتن . ◄ قطع کردن شمشیر چیزی را از حدت : السیف یختضم جفنه ؛ شمشیر می برد و میخورد نیام خود را از جهت تیزی و حدتی که دارد.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اختضام . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) بریدن . قطع کردن . ◄ بریدن راه برفتن . ◄ قطع کردن شمشیر چیزی را از حدت : السیف یختضم جفنه ؛ شمشیر می برد و میخورد نیام خود را از جهت تیزی و حدتی که دارد.