اختگان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اختگان . [ اَ ت َ / ت ِ ] (اِ) ج ِ اخته، بمعنی اسب خایه کشیده : شب قضیم اختگانت زارتفاع سنبله می کند حاصل بدوش کهکشان می آورد. سلمان ساوجی (از آنندراج ). بعض فرهنگها این کلمه را بمعنی میرآخور گرفته اند و همین بیت را شاهد آورده اند و ظاهراً به این معنی غلط است .