اختیارکرده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اختیارکرده . [ اِ ک َ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) مختار. برگزیده . منتخب : ای اختیارکرده ٔ سلطان روزگار لابل که اختیار خداوند ذوالمنن . فرخی . قضاة و صاحب بریدان که اخبار انهاء میکنند اختیارکرده ٔ حضرت ما باشند. (تاریخ بیهقی ). ایشانرا میباید آزمود تا تنی چند از ایشان اختیار کرده آید. (تاریخ بیهقی ).