اخدود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اخدود. [ اُ ] (ع اِ) کنده ای بدرازا. شکاف زمین . (مهذب الاسماء). گودال زمین . شکافی بدرازا در زمین و کوه . ◄ نشانه ٔ تازیانه . ج، اخادید. ◄ (ص ) ضربت ِ اُخدود؛ آنکه در پوست شکاف آورد.
اخدود. [ اُ ] (اِخ ) (اصحاب ...) مردمی که مؤمنین به پیغامبری را در اخدودی پرآتش کرده سوخته اند. مؤلف قاموس الاعلام آرد: قومی هستند بنجران یمن، کعب ذونواس یکی از ملوک یمن آنان را به دین یهود دعوت کرد و ایشان از قبول آن دین تن زدند و در زبان عرب کلمه ٔ اخدود بر حفره هائی اطلاق میشود که در آنجا آتش افروخته و کسانی را میسوخته اند و نام اصحاب اخدود در سورةالبروج قرآن آمده است و رجوع به ذونواس شود - انتهی . و مؤلف مجمل التواریخ والقصص گوید: از گاه ذونواس صاحب الاخدود ششصد و شصت و چهار سال [ است ] .