اخذ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اخذ. [ اَ ] (ع مص ) اتخاذ. قبض . گرفتن . (غیاث ). ستدن . فراگرفتن . (تاج المصادر بیهقی ). فاگرفتن . (زوزنی ). بازگرفتن . ◄ واجب کردن . ◄ در بدی انداختن و کشتن و بستن و گرفتار کردن کسی را. ◄ اسیر کردن . ◄ بکیفر و پاداش خود رسیدن . ◄ بازداشتن . منع. ◄ دزدیدن و شرح آن در فصل قاف از باب سین بیاید. (کشاف اصطلاحات الفنون ). ◄ شروع کردن . آغاز کردن . ◄ رفتن . (آنندراج ). ◄ اخذ شارب ؛ کم کردن موی بروت یا زدن موی بروت . ◄ (اِ) پاداش . کیفر. ◄ نجوم الأخذ؛ منزلهای ماه . نجوم اَنواء یا شهاب که مسترقین سمع را بدان رجم کنند.
اخذ. [ اُ خ ُ ] (ع اِ) ج ِ اِخاذ. جج ِ اِخاذَة.
اخذ. [ اَ خ ِ ] (ع ص ) مرد رَمَدرسیده . آشفته چشم . چشم بهم خورده . بدرد چشم دچارشده .