اخراس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اخراس . [ اِ ] (ع مص ) گنگ کردن . (تاج المصادر بیهقی ). گنگ گردانیدن . گنگ و لال کردن . گنگلاج کردن .
اخراس . [ اَ ] (یونانی، اِ) به یونانی کمثری بری است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). امرود. گلابی وحشی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اخراس . [ اِ ] (ع مص ) گنگ کردن . (تاج المصادر بیهقی ). گنگ گردانیدن . گنگ و لال کردن . گنگلاج کردن .
اخراس . [ اَ ] (یونانی، اِ) به یونانی کمثری بری است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). امرود. گلابی وحشی .