اخرواط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اخرواط. [ اِ رِوْ وا ] (ع مص ) تیز رفتن . تیز گذشتن . تیز در چیزی درآمدن . (زوزنی ). ◄ اخرواط طریق بر کسی ؛ دراز کشیدن راه بدو. ◄ بدور و دراز کشیده شدن شعر. ◄ اخرواط لحیة؛ دراز شدن ریش با عرضی کم . ◄ اخرواط دام در پای شکاری ؛ منقلب گشتن و بند شدن دام بر پای او.