ادار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ادار. [ ] (اِ) ماه دوازدهم سال ملی و هم ماه ششم سال دولتی عبرانیانست . در چهاردهم و پانزدهم همین ماه عید مقدس پوریم است (کتاب استر ٣:٧ و ٨:١٢ و ٩:٢١). و تقریباً با ماه مارس فرنگی مطابق باشد و چون سال قمری باسال شمسی یازده روز تفاوت دارد لهذا یهود هر سه سال یک دفعه سال را سیزده ماه قرار داده اند و ماه سیزدهم را وادار یا ادار دوم گویند. (قاموس کتاب مقدس ).
ادار. [ ](اِخ ) نام شهریست در ١٢٠ هزارگزی شمال شرقی احمدآباد گجرات دارای ١٠٠٠٠ تن سکنه و ناحیتی است نیمه مستقل و تمام آن ناحیت ٢٢٠٠٠٠ سکنه دارد. (قاموس الاعلام ).