اداره کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
گرداندن معامله کردن، برخورد کردن، دست زدن، اجرا کردن، انجام دادن
واژگان فارسی سره واژهدان
گرداندن، کارگردانی کردن، سرپرستی کردن، سامان دادن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
گرداندن معامله کردن، برخورد کردن، دست زدن، اجرا کردن، انجام دادن
واژگان فارسی سره واژهدان
گرداندن، کارگردانی کردن، سرپرستی کردن، سامان دادن