اداره کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ طیفی واژهدانفرهنگ طیفی واژهدانگرداندن معامله کردن، برخورد کردن، دست زدن، اجرا کردن، انجام دادنواژه قبلی: ادا داشتنواژه بعدی: ادارهکننده