ادا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ادا. [ اُ ] (اِخ ) از ولاةمعاصر اردشیر، از خانواده ٔ آمادونی، داماد خانواده ٔسلگونی و پدرخوانده ٔ خسرودخت . دختر خسرو. اردشیر همه ٔ ولاة به استثنای ادا را مطیع خود ساخت و اُدا در کوه آنی پنهان شد. رجوع به ایران باستان ص ٢٦٠٧ شود.
ادا. [ اِ ] (اِخ ) جزیره ای واقع در شمال اسقوجیابطول ١٠ هزار گز و عرض ٤ هزار گز. اراضی آن کوهستانی است و چراگاهها و چند بندر دارد. (قاموس الاعلام ).
ادا. [ اَ ] (اِخ ) کنت نشینی در جنوب غربی ایداهو و نهر سباک آنرا از اوریفون جدا کند. مساحت آن در حدود ٢٨٠٠ میل مربع و سکنه ٔ آن در حدود ٣٠٠٠ تن است . بزرگترین شغل اهالی استخراج معادن است و شهر بوازی قصبه ٔ این ناحیت است . (ضمیمه ٔ معجم البلدان ).