ادب دیدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اَ دَ. دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) ادب شدن، تنبیه شدن.واژه قبلی: ادبواژه بعدی: ادب ساز