واژه جو

ادبی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ادبی . [ اَ دَ بی ی ] (اِخ ) کوهیست نزدیک عوارض . شماخ گوید: کانها وقد بدا عُوارض ُ و أدبی ّ فی السّراب غامض ُ واللیل بین قَنوَین رابض ُ بجیرةالوادی قطاً نواهض ُ. نصر گوید: أدبی ّ کوهی است در دیار طی ٔ حذاء عوارض . و آن کوهی است سیاه رنگ در أعلی دیار طی ٔ و ناحیه ٔ دار فزارة. (معجم البلدان ).

معنی ادبی | واژه جو