واژه جو

ادرهمام

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ادرهمام . [ اِ رِ ] (ع مص )ادرهمام بصر؛ تاریک شدن چشم . ◄ کلانسال شدن و بر جای افتادن از پیری . افتادن از غایت پیری .

معنی ادرهمام | واژه جو