واژه جو

ادفر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ادفر. [ اَ ف َ ] (ع ص ) گند. گنده . تیزبوی . تیزگند. ◄ گنده بغل . مؤنث : دَفراء.

ادفر. [ اَ ف َ ] (اِ) برادرزاده را گویند که افدر هم مینامند و در بعضی فرهنگ ها همشیره را هم گویند. (فرهنگ شعوری ). رجوع به افدر شود.

معنی ادفر | واژه جو