واژه جو

ادلهمام

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ادلهمام . [ اِ ل ِ ] (ع مص ) کلان سال شدن . پیر شدن . ◄ ادلهمام ظلام ؛ کثیف و بسیار سیاه شدن ظلام . سخت تاریک شدن . (زوزنی ). تاریک شدن شب . تاریکی شب .

معنی ادلهمام | واژه جو