واژه جو

اذران

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اذران . [ ] (اِخ ) ابن اشغان : شاپوربن اشک از جمله اشکانیان وی بودست که بسیج غزو کرد و او پسر اذران بن اشغان بود . (مجمل التواریخ والقصص ص ٥٩).

معنی اذران | واژه جو