اذمقرار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اذمقرار. [ اِ م ِ ] (ع مص ) اذمقرار لَبَن ؛ پاره پاره شدن شیر. بریدن شیر. وریدورید شدن . ◄ اذمقرار دَم ؛ پاره پاره شدن خون . لخت لخت شدن خون .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اذمقرار. [ اِ م ِ ] (ع مص ) اذمقرار لَبَن ؛ پاره پاره شدن شیر. بریدن شیر. وریدورید شدن . ◄ اذمقرار دَم ؛ پاره پاره شدن خون . لخت لخت شدن خون .