واژه جو

اذنک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اذنک . [ اُ ذُ ن َ ] (اِ مرکب ) گوشی . قیف و طرجهاره گونه ای که در گوش گران گذارند سهولت شنیدن را.

معنی اذنک | واژه جو