واژه جو

اذهان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اذهان . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ ذِهن .

اذهان . [اِ ] (ع مص ) فراموشانیدن از... ◄ مشغول کردن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). مشغول کردن از: اذهننی عنه ؛ فراموش گردانید مرا از آن و مشغول کرد.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی اذهان | واژه جو