ارادتمند/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِ دَ مَ) [ ع - فا. ] (ص مر.) آن که ارادت میورزد، مخلص.مترادفها و واژههای مرتبطاخلاصمند، ارادتپیشه، ارادتشعار، ارادتکیش، مخلص ≠ بیارادتواژه قبلی: ارادتواژه بعدی: اراده