واژه جو

ارادی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ارادی . [ اِ ] (از ع، ص نسبی ) منسوب به اراده . طوعی . اختیاری . به میل . عن قصد. به عمد: گوش آدمی را حرکت ارادی نباشد. تنفس حیوان ارادی نیست .

معنی ارادی | واژه جو