واژه جو

ارتاب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ارتاب . [ اِ ] (ع مص ) سؤال کردن بعد بی نیازی . ◄ ریخته و سوده شدن . (منتهی الارب ).

ارتاب . [ ] (اِخ ) شهریست [ ازروس ] که چون غریب اندر وی شود بکشند و از وی تیغ وشمشیر خیزد سخت باقیمت که اوی را دوتاه توان کردن وچون دست بازداری بجای خود بازآید. (حدود العالم ).

معنی ارتاب | واژه جو