واژه جو

ارتاک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ارتاک . [ اِ ] (ع مص ) نرم خندیدن . (منتهی الارب ). تبسم کردن . (آنندراج ). ◄ پویه دوانیدن . (منتهی الارب ). شتر را دوانیدن . پویانیدن شتر. (تاج المصادر بیهقی ).

معنی ارتاک | واژه جو