ارجانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارجانی . [ اَرْرَ / اَ رَ / اَ ] (اِخ ) ابوالحسن احمدبن محمدبن عقبةبن المرضرسی . وی پسر برادر عبداﷲبن احمدبن عقبة است و ببغداد رحلت کرد و از ابوصالح عبدالرحمن بن سعیدبن هارون الاصبهانی سماع داشت و سپس به ارجان بازگشت ودر اصفهان مدتی اقامت گزید و آنجا حدیث گفت و ابوبکر احمدبن موسی بن مردویة الحافظ از او سماع دارد. (انساب سمعانی ). و رجوع باعلام زرکلی احمدبن محمد شود.
ارجانی . [ اَرْ رَ / اَ رَ / اَ ] (اِخ ) ابوبکر محمدبن القاسم بن زهیر. وی از ابوعلی محمدبن سلیمان بن علی بن ایوب المالکی البصری حدیث فراگرفت و از او ابوبکر احمدبن محمدبن عبدوس النسوی (؟) روایت دارد. (انساب سمعانی ).
ارجانی . [ اَرْ رَ / اَ رَ / اَ ] (اِخ ) ابواسحق ابراهیم بن احمدبن زید الارجانی . وی در بلاد خود از عبداﷲبن محمدبن عبدان العسکری و بمکه از ابومحمد عبدالرحمن بن محمدبن عبداﷲبن یزید المقری و بالجزیره از ابوعلی (؟) محمدبن سعید الحرانی و غیر ایشان سماع دارد، و او در ارجان حدیث گفت و در شیراز جماعتی از اهل فارس از او روایت دارند و هم به ارجان درگذشت . (انساب سمعانی ).