ارجح
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اَ جَ) [ ع. ] (ص تف.) بهتر، خوب تر، فزون تر، برتر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اَ جَ) [ ع. ] (ص تف.) بهتر، خوب تر، فزون تر، برتر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ارجح . [ اَ ج َ ] (ع ن تف ) نعت تفضیلی از رجحان . راجح تر. افضل . اولی . اقدم . بهتر. خوبتر. ◄ چربنده تر. سنگین تر. مائل تر.
واژگان فارسی سره واژهدان
برتری
مترادفها و واژههای مرتبط
افضل، اقدم، اولی، برتر، راجح، مرجح، مقدم، بزرگ مرتبه، بزرگوار، بلندرتبه، بلندمرتبه، سرور، شایسته، شخیص، شریف، عالیشان، عالیقدر، عزتمند، عزیز، فخیم، گرامی، گرانپایه، گرانمایه، لایق، ماجد، محترم، معتبر، معز، معزز، معظم، مفخم، مکرم، والامقام،ارزشمند، باارزش، پربها، ثمین، گرانبها، نفیس، ≠ بیارج، خوار، کمبها