واژه جو

اردشیرگان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اردشیرگان . [ اَ دَ / دِ ] (اِخ ) حمزه ٔ اصفهانی در تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء آرد: و قسم [ اردشیر ] ایضاً میاه وادی خوزستان و حفر لمائه انهار منها المشرقان و هور بالفارسیة اردشیرکان . مؤلف مجمل التواریخ و القصص این عبارت را چنین آورده است (ص ٦٢): و آب خوزستان و جویهای مشرق او[ اردشیر ] فرمود کردن و اردشیر بابکان خواندندی .

معنی اردشیرگان | واژه جو