اردوان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اردوان . [ اَ دَ ] (اِخ ) ارتبان . ارته پان . نام عده ای از ایرانیان باستان و از آن جمله پنج تن از شاهان اشکانی و نام پادشاهی بوده از نسل گشتاسب . (برهان قاطع). رجوع به اردوان اول ودوم و سوم و چهارم و پنجم و غیره شود. این نام مرکبست از ارته تقدس و درستکار و بان یا پان به معنی حافظ و حامی و نگهبان و اردوان به معنی نگهبان درستکاران است . در فرهنگ رشیدی آمده : ((معنی ترکیبی آن نگاهدارنده ٔ خشم )) است و آن صحیح نیست . فردوسی در شاهنامه از دو اردوان یاد کرده : چه زو بگذری نامدار اردوان خردمند و با داد و روشن روان . جو بنشست بهرام از اشکانیان ببخشید گنجی به ارزانیان ورا خواندند اردوان بزرگ که از نیش بگسست چنگال گرگ . و در حقیقت پنج اردوان اشکانی در روایات داستانی ایران که بفردوسی رسیده تبدیل به دو اردوان شده است . رجوع به ایران باستان ص ٢٥٤١، ٢٥٤٦، ٢٥٥٠، ٢٥٥١، ٢٥٥٢، ٢٥٥٣، ٢٥٥٤، ٢٥٥٥، ٢٥٥٦، ٢٥٦٧، ٢٥٦٨، ٢٥٧٠، ٢٥٧٧، ٢٥٨٠، ٢٥٩٠، ٢٦٣٣ و ٢٧٠٣ شود.
اردوان . [ اَ دَ ] (اِخ ) پسر وشتاسپ پسر ارشام هخامنشی و او برادر داریوش اول و عم خشیارشاست . (ایران باستان ص ٧٠٨، ٧١١، ٧١٣، ١٦٢٥).
اردوان . [ اَ دُ ] (اِخ ) رجوع به اردوال (شهرک ) شود.