واژه‌جو

اردوی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اردوی . [ اَ دَ ] (اِخ ) شهری است تجاری در بلژیک، واقع در فلاماندر غربی، دارای ٧٠٠٠ تن سکنه و صناعت آن قماش های کتانی و شمع است .

معنی اردوی | واژه‌جو